پناهگاه تینداری در بالای دماغه ای بسیار مرتفع مشرف به خلیج پتی، در شهرداری به همین نام در استان مسینا واقع شده است. ساحلی که از بالا دیده می شود با نام مارینلو شناخته می شود و افسانه های متعددی به آن مربوط می شود: یکی از آنها می گوید که چگونه این نوار شنی به طور معجزه آسایی در پی سقوط یک دختر کوچک از تراس پناهگاه تشکیل شده است. بعداً در ساحلی که فقط برای عقب نشینی دریا ایجاد شده بود، سالم و سلامت یافت شد. مادر کودک، زائری که به قدرت مدونای سیاه شک داشت، پس از این رویداد معجزه آسا، نظر خود را در مورد ماهیت معجزه آسای ویرجین با چهره ای تیره تغییر داد. همانطور که می توانید حدس بزنید، اسطوره، هنر، فرهنگ و مناظر افسانه ای در اینجا با هم ترکیب می شوند. اما شگفتی واقعی چیزی است که برای کسانی که از آستانه حرم عبور می کنند ظاهر می شود. پرتوهای خورشید که از میان پنجرههای رنگی عبور میکنند، بازی مسحورکنندهای از نورهای بنفش را ایجاد میکنند که همگی در پایین شبستان مرکزی، جایی که مجسمه مدونای سیاه قرار دارد، متمرکز شدهاند. آنچه اکنون می بینیم یک کلیسای جدید است که در حدود سال 1950 ساخته شده و بر روی پایه های محراب قدیمی ساخته شده است که امروزه هنوز قابل مشاهده است. مجسمه مدونای سیاه نیز بسیار خاص است، در حالی که پسرش را در آغوش گرفته و در حالی که دست راستش را به سمت آسمان دراز کرده تا او را برکت دهد، به تصویر کشیده شده است. با نگاهی به تاجی که بر سر می گذارد، نوعی عمامه با عمامه های کوچک طلایی، می توان حدس زد که از نوع شرقی است. در واقع گفته می شود که این مجسمه چوبی با بار کشتی هایی که از شرق باز می گشتند به سیسیل رسیده بود.افسانه ها حاکی از آن است که کشتی در حال بازگشت از شرق، در میان چیزهای دیگر، تصویری از مدونا را حمل می کرد که در انبار پنهان شده بود تا از آزار و شکنجه شمایل شکن نجات یابد. در حالی که کشتی آب های دریای تیرنین را شخم می زد، ناگهان طوفانی به پا شد و به همین دلیل او مجبور شد سفر را قطع کند و به خلیج تینداری، امروز مارینلو پناه ببرد.وقتی طوفان آرام شد، ملوانان تصمیم گرفتند به سفر خود ادامه دهند: آنها لنگر را بالا بردند، بادبان ها را بالا بردند، شروع به پارو زدن کردند، اما نتوانستند کشتی را حرکت دهند. تلاش کردند و دوباره تلاش کردند، اما همان جا ماند، انگار در بندر گیر افتاده بود.آنها سپس به فکر سبک کردن بار افتادند، اما تنها زمانی که، در میان چیزهای دیگر، جعبه حاوی شبیهسازی مقدس باکره را تخلیه کردند، کشتی توانست حرکت کند و مسیر خود را بر روی امواج آرام دریای آرام از سر بگیرد.مکان مبدأ و مقصد تصویر مقدس مشخص نیست.هنگامی که کشتی که محموله را ترک کرده بود، ملوانان خلیج تندری بلافاصله دست به کار شدند تا جعبه شناور را در وسعت دریا به ساحل بکشند. صندوق باز شد و در کمال تعجب و رضایت همگان، تصویر گرانبهای باکره پیدا شد.مشکل به وجود آمد که آن تصویر را در کجا قرار دهیم. تصمیم گرفته شد که شبیهسازی باکره به مرتفعترین و زیباترین مکان، در تینداری، جایی که جامعه مسیحی پر رونقی برای مدتی وجود داشت، منتقل شود.