فواره کوچک و زیبایی که هنگام قدم زدن در روتلینگن با آن برخورد می کنید. در سال 1983، مجسمهساز متولد آخن، بونیفاتیوس اشتیرنبرگ، وظیفه ساخت فوارهای برای گوشه ویلهلم استراسه و اوبرامتایستراس در نزدیکی پورتال مارین کیرشه را به عهده گرفت. موضوع آن دوازده انجمن امپراتوری است که از حدود سال 1500 تا انحلال آنها در سال 1862 در شهر آزاد امپراتوری روتلینگن قدرت اقتصادی و سیاسی را در دست داشتند.اصناف پیشینیان اصناف صنایع دستی امروزی بودند که فواره را به شهر اهدا کردند. دوازده صحنه با نقش های برنزی نشان داده شده است که در حال انجام فعالیت های صنفی معمولی خود هستند."از یک طرف، اینها مشاغلی مانند نانوایی، قصابی و باغبان شراب هستند که برای رفاه جسمانی طراحی شده اند. می توانید ببینید که نانوا چگونه تخصص منطقه ای، Mutschel را از تنور سنگی خارج می کند، در حالی که قصاب تازه می خواهد از چکش برای کشتن گوشت گاو استفاده کند. در طول برداشت انگور، سبد انگور را به ترتیب انگور می چیند. از شاخه های بافته بید در پشت او.برخی دیگر موادی مانند چرم، خز و پارچههای پشمی ظریف مانند دباغ، خزدار و پارچهساز تولید میکنند یا مانند خیاط و کفاش آنها را پردازش میکنند. در تصویر دباغ می توانید ببینید که چگونه چرم را از بافت زیر جلدی و بافت ماهیچه ای گوشت می کند. در صحنه خود، خزدار با یک خراش کوچک روی پوست کار می کند، در حالی که مرد دوم پوست ها را به هم می دوزد. بافنده با شاتلی در دست در دست بافندگی خود خم می شود، خیاط در کارگاهش روی میز می نشیند و لباسی می دوزد. نیم تنه ای به اصطلاح خیاط که دمی ناتمام روی آن آویزان است در پس زمینه دیده می شود. در تصویر کفاش، زیره ای را به رویه کفش می چسباند.تجارت آهنگر و کوپر اقلام مفید روزمره را به شکل ابزار و بشکه تولید می کند. آهنگر را می توان در تصویر او با دستیاری که با چکش و انبر روی نعل اسب کار می کند، دید. کوپر نیز به نوبه خود حلقه بشکه ای را روی میله ها می کشد، در کنار او وان ها و سطل های کوچکی قرار دارد که از قبل ساخته شده اند.کرچر کالاها را در واگن سرپوشیده خود حمل می کند. سهام او شامل سبدهای بافته شده و همچنین سطل ها و قابلمه هایی است که او در شرف بارگیری است. سپس این اجناس توسط بقالی در شهر بعدی فروخته می شود. یک صندوق و ترازو قدیمی روی پیشخوان او دیده می شود که پشت آن یک مشتری با یک سبد خرید کامل ایستاده است.از آنجایی که زنان نمیتوانستند در روتلینگن استاد کار شوند، تنها زنی که به تصویر کشیده میشود مشتری است. اما او به عنوان همسر یک استادکار، فروش، کنترل کیفی، حسابداری و مراقبت از کارآموزان و خدمتکاران و موارد دیگر را بر عهده داشت.»(آلانا الیز د ووگت)